﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

2
00:00:10,375 --> 00:00:15,625
‫«سوسیس پارتی: فودتوپیا»
‫«فصل دو، قسمت هفتم

3
00:00:15,649 --> 00:00:25,649
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
‫DigiMoviez@

4
00:00:33,875 --> 00:00:39,958
‫وای خدا!

5
00:00:39,982 --> 00:00:49,982
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

6
00:01:15,833 --> 00:01:18,713
‫زمان زیادی گذشته.
‫شاید یکم آروم شده باشن؟

7
00:01:20,250 --> 00:01:21,416
‫فکر نکنم

8
00:01:22,000 --> 00:01:24,083
‫با توجه به این حرکات،
‫هنوز می‌خوان ما رو بکشن

9
00:01:25,250 --> 00:01:27,791
‫خدا لعنتش کنه. این دنیا داره به کجا میره؟

10
00:01:28,416 --> 00:01:30,791
‫خشونت غذا به غذا داریم،
‫جنگ داخلی داریم

11
00:01:30,875 --> 00:01:34,500
‫راستش، بهتر شد که برندا نیستش
‫که ببینه چه بلایی سر اینجا اومده

12
00:01:38,041 --> 00:01:40,833
‫چی شد؟ بقیه کجان؟

13
00:01:47,333 --> 00:01:50,041
‫فقط زباله است

14
00:01:51,333 --> 00:01:54,125
‫انتظار داریم چه نوع غذایی تو این شهر پیدا کنیم، جک؟

15
00:01:54,208 --> 00:01:57,208
‫به نظرت گوشت سرد کافی هست
‫که یه شارکوتری درست و حسابی بپزیم؟

16
00:01:57,291 --> 00:02:00,750
‫می‌دونم بعیده،
‫ولی من هوس دسر بیکد آلاسکا کردم

17
00:02:00,833 --> 00:02:05,250
‫- غذای فصلی داریم؟
‫- هی، هی! بچه‌ها، جک رو اذیت نکنید

18
00:02:05,333 --> 00:02:08,166
‫نمی‌بینید وضعیت واسه اون خیلی بگایی‌طوره؟

19
00:02:08,250 --> 00:02:10,375
‫کار ناتموم داره

20
00:02:10,708 --> 00:02:13,708
‫فقط توی شهر هر چی خواستید بردارید
‫و هات داگ‌ها رو واسه اون کنار بذارید

21
00:02:13,791 --> 00:02:16,750
‫قطعاً اون کوچولویی که تو کونش بود رو کاری ندارم

22
00:02:21,750 --> 00:02:23,208
‫ها؟

23
00:02:43,083 --> 00:02:46,458
‫آره!

24
00:03:30,458 --> 00:03:34,750
‫- هی، جک تویی؟
‫- آره. تو... تو...

25
00:03:34,833 --> 00:03:37,250
‫ماوریک. چی شنیدی؟

26
00:03:37,333 --> 00:03:38,250
‫شنیدی که بی‌پروام؟

27
00:03:38,333 --> 00:03:40,500
‫که خطرناکم؟

28
00:03:40,583 --> 00:03:42,750
‫خب، درسته انسان

29
00:03:43,166 --> 00:03:48,291
‫من خطرناکم و می‌خوام جوری ازت کار بکشم
‫که تا حالا کار نکردی

30
00:03:48,666 --> 00:03:51,833
‫می‌خوام تو رو به مرز پتانسیلت برسونم،

31
00:03:52,333 --> 00:03:54,708
‫و بعد خردش کنم

32
00:03:54,791 --> 00:03:57,541
‫نه، شوخی کردم بابا

33
00:03:57,625 --> 00:03:59,625
‫ولی قراره اون بالا یکم عشق و حال کنیم!

34
00:04:08,375 --> 00:04:11,166
‫دیجون، ماوریک؟ واقعاً؟

35
00:04:11,250 --> 00:04:15,916
‫به خلبان‌های کاردرست نیاز داریم.
‫ماوریک نخبه است، بهترینِ بهترین‌ها

36
00:04:16,000 --> 00:04:18,666
‫انسانش سباستین، ضعیف بود،

37
00:04:18,750 --> 00:04:21,666
‫ماوریک جوری خلبانیش کرد
‫که شد یکی از بهترین جنگجوهامون

38
00:04:21,750 --> 00:04:24,791
‫همچنین به خاطر اونه که سباستین دیوانه شد
‫و می‌خواست فرار کنه

39
00:04:24,875 --> 00:04:28,207
‫همه می‌دونن ماوریک از وقتی کمک خلبانش رو از دست داده
‫دیگه خودِ سابقش نبوده

40
00:04:36,416 --> 00:04:40,375
‫- بیا این کیسه گوشت‌ها رو مثل بشکه بچرخونیم!
‫- کمک خلبان خودمی! بریم تو کارش!

41
00:04:44,500 --> 00:04:46,000
‫بیا پرواز کنیم!

42
00:04:46,875 --> 00:04:49,457
‫آره!

43
00:04:51,541 --> 00:04:52,707
‫عاشقتم، ماو

44
00:04:52,791 --> 00:04:53,832
‫عاشقتم، گوس

45
00:04:53,916 --> 00:04:56,082
‫قراره تا ابد این کار رو بکنیم

46
00:04:59,875 --> 00:05:00,916
‫خروج

47
00:05:01,000 --> 00:05:02,041
‫خروج! خروج!

48
00:05:02,125 --> 00:05:04,458
‫- خروج. خروج
‫- کار نمی‌کنه، ماو!

49
00:05:04,541 --> 00:05:05,958
‫- کار نمی‌کنه!
‫- خروج

50
00:05:09,541 --> 00:05:11,083
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

51
00:05:14,458 --> 00:05:19,082
‫گوس! گوس! گوس، طاقت بیار.
‫زود باش مرد!

52
00:05:20,166 --> 00:05:25,832
‫زود باش گوس. باهام بمون، رفیق، باهام بمون! گوس!

53
00:05:27,416 --> 00:05:31,125
‫باشه جک.
‫وقتشه برجک رو بلرزونیم

54
00:05:31,541 --> 00:05:33,125
‫بریم تو کارش!

55
00:05:33,207 --> 00:05:35,707
‫یوهو!

56
00:05:42,000 --> 00:05:45,541
‫سیاتیک دوگانه. خار استخونی.
‫سوفل قلب. طحال پاره‌شوند

57
00:05:45,625 --> 00:05:49,166
‫افسردگی. چندین از کار افتادگی بدنی.
‫چندین از کار افتادگی بدنی

58
00:05:49,250 --> 00:05:51,416
‫اعلان‌های سلامتی خاموش

59
00:05:51,832 --> 00:05:55,375
‫هی، می‌دونم یکم غیرعادیه،

60
00:05:55,457 --> 00:05:58,541
‫ولی ماوریک بهترین شانست
‫واسه گرفتنِ فرانک و انتقام گرفتنه

61
00:05:59,000 --> 00:06:00,416
‫هنوز می‌خوایش، درسته؟

62
00:06:00,500 --> 00:06:03,833
‫چه فرقی می‌کنه؟

63
00:06:03,916 --> 00:06:06,375
‫کنترلی روش ندارم

64
00:06:08,541 --> 00:06:11,666
‫تو یه غولی، جک. انسان نیستی!

65
00:06:13,875 --> 00:06:15,875
‫شاید همه‌شون از بی‌قانونی مُردن،

66
00:06:15,958 --> 00:06:18,582
‫یا فهمیدن که نباید تبعیدمون می‌کردن

67
00:06:18,666 --> 00:06:21,666
‫و همگی خودشون رو توی یه چاله‌ای چیزی دفن کردن، یا...

68
00:06:21,750 --> 00:06:24,082
‫چمی‌دونم مرد.
‫تئوری‌های خیلی عجیبی رو میگی

69
00:06:24,625 --> 00:06:26,101
‫خاک همچین چیزی رو نمیگه

70
00:06:26,125 --> 00:06:27,957
‫جوری تظاهر نکن انگار می‌تونی با خاک صحبت کنی

71
00:06:28,041 --> 00:06:31,832
‫بکِشید! بکشید!

72
00:06:31,916 --> 00:06:36,416
‫بکِشید! بکشید!

73
00:06:37,250 --> 00:06:41,457
‫بکِشید! بکشید!

74
00:06:42,916 --> 00:06:46,916
‫- ببین! دارن همکاری می‌کنن!
‫- بکِشید! بکشید!

75
00:06:52,000 --> 00:06:54,625
‫- آره!
‫- مراقب باشید!

76
00:07:00,750 --> 00:07:04,250
‫موفق شدیم دوستان! یادتون باشه!

77
00:07:04,333 --> 00:07:09,166
‫تو تاریخ ما به عنوان یک دستیابی بزرگ ثبت می‌شه!

78
00:07:09,250 --> 00:07:14,041
‫هیچی نمی‌تونه نابودش کنه!

79
00:07:16,207 --> 00:07:20,875
‫سلام عرض شد، همه‌تون خیلی خفن شدین.
‫شلغم، شینید سیب‌زمینی، جولیوس،

80
00:07:20,957 --> 00:07:25,375
‫سلام، از دیدنت خوشحالم، سرحالی.
‫ملون گیبسون، خیلی آروم و شفاف هستی

81
00:07:25,457 --> 00:07:29,457
‫می‌بینم که شهر واقعاً به خودش اومده بعد از...

82
00:07:29,541 --> 00:07:33,000
‫تبعید؟ آره. می‌دونی، اولش همینطوری فهمیدیم
‫که چقدر باهم خوب کار می‌کنیم

83
00:07:33,500 --> 00:07:36,380
‫و نقشه ترور شما رو ریختن خیلی حال داد.
‫مگه نه دارودسته؟

84
00:07:36,416 --> 00:07:38,666
‫- آره!
‫- رهبری نبود

85
00:07:39,125 --> 00:07:40,500
‫همه حق اظهار نظر داشتیم

86
00:07:40,582 --> 00:07:45,332
‫همه توش سهیم بودیم. روش‌های مختلفی
‫واسه کشتن‌تون طرح می‌کردیم، قشنگ بود

87
00:07:46,041 --> 00:07:49,082
‫خب، خوشحالم تونستم براتون الهام‌بخش باشم،
‫به طور غیرمستقیم، که اون کار رو بکنید

88
00:07:49,166 --> 00:07:50,957
‫صبر کنید، پس... وایسا ببینم.
‫پس رهبری در کار نیست؟

89
00:07:51,041 --> 00:07:54,582
‫به جای اینکه با مشخص کردن یک رهبر
‫اشتباه‌مون رو تکرار کنیم،

90
00:07:54,666 --> 00:07:59,707
‫تصمیم گرفتیم روح یک غذا رو
‫به عنوان آئیین‌مون مشخص کنیم

91
00:07:59,791 --> 00:08:03,083
‫روح یک غذا دیگه چه کسشعر عصر جدیدیه؟

92
00:08:03,166 --> 00:08:05,916
‫آروم بابا آروم، ما رو کجا می‌برید؟

93
00:08:06,291 --> 00:08:08,208
‫زانو بزنید

94
00:08:08,916 --> 00:08:11,625
‫وای نه، فکر کنم می‌خوان ما رو
‫واسه روح جدیدشون فدا کنن!

95
00:08:14,833 --> 00:08:16,541
‫برندا...

96
00:08:23,916 --> 00:08:28,625
‫اون تجسم برابری، شجاعت و دلسوزیه

97
00:08:28,707 --> 00:08:32,582
‫- هیچوقت هم تو رفتارش رئیس‌بازی در نمی‌آورد
‫- اون روی خوب ما رو نشون داد،

98
00:08:32,665 --> 00:08:35,000
‫در صورتی که شما روی بدِ ما رو نشون دادین

99
00:08:35,082 --> 00:08:36,707
‫بدجوری ما رو عصبانی کردین

100
00:08:37,250 --> 00:08:38,250
‫حقمه

101
00:08:39,290 --> 00:08:44,082
‫هر دست‌آوردی که اینجا داشتید
‫به یاد اون... شگفت‌انگیزه

102
00:08:44,165 --> 00:08:47,915
‫بله، درسته.
‫گمونم برگشتید که خرابش کنید

103
00:08:48,333 --> 00:08:54,875
‫نه، البته که نه.
‫ما هیچوقت... راستش، خبرهای خیلی بدی داریم

104
00:08:54,958 --> 00:08:56,266
‫نمی‌شه ملایم گفتش

105
00:08:56,290 --> 00:08:59,540
‫یه ارتش بزرگ و خیلی تعلیم‌دیده
‫از غذاها و کایجوهای انسانی

106
00:08:59,625 --> 00:09:01,208
‫قراره به فودتوپیا حمله کنن

107
00:09:01,291 --> 00:09:03,791
‫و گرسنه‌ی خصوصاً همه‌ی شما هستن

108
00:09:03,875 --> 00:09:06,708
‫احتمالش هست که هیچکدومـتون زنده نمونید، مگر اینکه...

109
00:09:06,791 --> 00:09:08,750
‫حالا یه خرده هم ملایم بگی بد نیست

110
00:09:12,041 --> 00:09:13,375
‫حرف‌تون رو باور نمی‌کنیم

111
00:09:13,458 --> 00:09:17,083
‫هیچکس به شماها اعتماد نداره
‫و اصلاً نباید بر می‌گشتید اینجا

112
00:09:17,166 --> 00:09:18,541
‫شرمنده که این کار رو باهات می‌کنم، بر

113
00:09:18,625 --> 00:09:20,184
‫این دفعه قطعاً می‌کشنـمون

114
00:09:20,208 --> 00:09:25,666
‫نه، کشتن شما حرکت غیرِ برنداییـه.
‫الان رحم می‌کنیم

115
00:09:26,250 --> 00:09:30,125
‫هر غذا لایق یه شانس دوباره است.
‫یا در مورد من، شانس‌های نامحدود

116
00:09:38,000 --> 00:09:41,958
‫رو به هَم.
‫اینجوری خیلی تحقیرآمیزتره

117
00:09:45,208 --> 00:09:46,568
‫اگه راستش رو گفته باشن چی؟

118
00:09:46,625 --> 00:09:48,833
‫بیاید چندتا هویج بیشتر
‫واسه نگهبانی اختصاص بدیم

119
00:09:48,915 --> 00:09:50,625
‫باید مراقب باشیم

120
00:09:52,665 --> 00:09:54,476
‫نمی‌خوام همه‌چیز رو به خودم
‫و ترومای گذشته‌ام ربط بدم،

121
00:09:54,500 --> 00:09:57,780
‫ولی انگار وقتی اون تیکه آخر رو گفتین
‫داشتید صاف به من نگاه می‌کردید

122
00:09:59,458 --> 00:10:00,858
‫به نظرت چقدر وقت داریم؟

123
00:10:01,583 --> 00:10:03,875
‫- هیچی
‫- لعنتی! لعنتی! لعنتی!

124
00:10:08,375 --> 00:10:09,583
‫یه ایده‌ای دارم

125
00:10:15,541 --> 00:10:18,333
‫چه راحت. دست و پاتون هم بسته است

126
00:10:18,416 --> 00:10:23,208
‫آره. گیرمون انداختید.
‫کاملاً تسلیم می‌شیم... فرانک، الان!

127
00:10:23,291 --> 00:10:24,291
‫اه!

128
00:10:25,750 --> 00:10:28,208
‫یه سنگ دیگه! یه سنگ دیگه بیار!

129
00:10:29,666 --> 00:10:33,833
‫- سلام، بری
‫- دیجون. مثل همیشه فوق‌العاده شدی

130
00:10:34,333 --> 00:10:36,208
‫می‌بینم که جنگ بهت میاد

131
00:10:55,125 --> 00:10:57,000
‫زود باش! خودشه

132
00:10:58,040 --> 00:11:01,375
‫زور بزنید، بچه‌ها. بجنبید!
‫خیلی‌خب، گیم پوینتـه!

133
00:11:01,458 --> 00:11:04,583
‫هی، قرار نیست ببازیم جک، می‌شنوی چی میگم؟

134
00:11:05,000 --> 00:11:08,833
‫چون اگه ببازیم،
‫مجبورت می‌کنم اون تپه مورچه قرمز رو بخوری

135
00:11:08,916 --> 00:11:10,436
‫- واضح گفتم؟
‫- کاملاً، ماو!

136
00:11:14,208 --> 00:11:15,583
‫بگامون دادی!

137
00:11:15,666 --> 00:11:18,625
‫وقتشه مورچه ساک بزنی، جک.
‫با لب!

138
00:11:28,458 --> 00:11:33,125
‫شرمنده رفقا. حق با شما بود.
‫فیلمم جلوی جنگ رو نگرفت

139
00:11:33,208 --> 00:11:34,250
‫آره، می‌دونیم

140
00:11:34,333 --> 00:11:36,333
‫با اینکه ایستاده تشویقش کردن،

141
00:11:36,415 --> 00:11:39,290
‫می‌دونید، نمی‌دونم ماجراش رو شنیدین یا نه،
‫چشمگیر بود،

142
00:11:39,375 --> 00:11:40,708
‫ولی هیچی رو تغییر نداد!

143
00:11:40,790 --> 00:11:42,458
‫می‌دونید، حالا که بهش فکر می‌کنم،

144
00:11:42,540 --> 00:11:48,165
‫داشتم یه سطح از اهمیت و نفوذ رو
‫توی هنرم قالب می‌کردم

145
00:11:48,250 --> 00:11:53,083
‫که راستش، جامعه هیچ علاقه‌ای بهش نداشت

146
00:11:53,165 --> 00:11:54,915
‫می‌دونید منظورم چیه؟
‫می‌دونید؟

147
00:11:55,000 --> 00:11:57,415
‫هنر کسشعره، وقتی درست...

148
00:11:57,500 --> 00:12:03,083
‫فقط حقه و بازیچه‌کردنه،
‫نمایشه، کلاً خودشیفتگیه!

149
00:12:03,166 --> 00:12:06,625
‫به نفع هیچکس نیست
‫به جز هنرمند دیوث پُرادعا

150
00:12:06,708 --> 00:12:09,916
‫نیتِ متوهمت خیر بود، سمی

151
00:12:09,940 --> 00:12:19,940
‫«دیجــــی موویـــــز»

152
00:12:21,083 --> 00:12:22,083
‫ها؟

153
00:12:28,000 --> 00:12:30,458
‫فرانک، می‌شه این رو برام بخونی؟

154
00:12:31,666 --> 00:12:35,875
‫- گربه. گربه؟
‫- درسته. گربه

155
00:12:36,790 --> 00:12:38,833
‫می‌دونی چرا می‌تونی بخونیش؟

156
00:12:38,915 --> 00:12:42,540
‫اگه حق انتخاب داشتم، ترجیح می‌دادم
‫که غذاها زنده بمونن تا اینکه سواد یاد بگیرن

157
00:12:42,625 --> 00:12:44,415
‫- دمت گرم
‫- آره، جواب قشنگی بود، فرانک

158
00:12:44,500 --> 00:12:47,583
‫ولی خوندن فقط نوک همون کوه کاهوی معروفه،

159
00:12:47,665 --> 00:12:48,958
‫مگه نه، فرانک؟

160
00:12:49,040 --> 00:12:53,458
‫اون مآموریت‌ها غذاهای شهرمون رو
‫زنده و روشن‌فکر نگه می‌دارن

161
00:12:53,540 --> 00:12:54,875
‫چطوری نمی‌فهمی؟

162
00:12:55,333 --> 00:12:57,250
‫تو جون رو با جون معاوضه می‌کنی

163
00:12:57,333 --> 00:12:58,875
‫تو چطوری این رو نمی‌فهمی؟

164
00:12:58,958 --> 00:13:00,184
‫- بخورش، تریش!
‫- حالا اگه تونستی

165
00:13:00,208 --> 00:13:03,083
‫- واسه این جواب بیار، تریشی!
‫- وقتی انقلاب رو شروع کردی،

166
00:13:03,166 --> 00:13:07,208
‫به فکر تمام غذاهایی که فدا می‌شدن بودی؟ نه

167
00:13:07,916 --> 00:13:11,416
‫تو فکر دنیای غذای بهتری بودی که می‌ساختی

168
00:13:11,958 --> 00:13:16,125
‫ما هم داریم همین کار رو می‌کنیم.
‫در جهت هدف بزرگتره

169
00:13:16,208 --> 00:13:22,500
‫- باشه فرانک، الان یه جوابی بده
‫- خب، در جواب این، مایلم بگم...

170
00:13:22,583 --> 00:13:25,041
‫ریدی!

171
00:13:25,125 --> 00:13:27,565
‫- نه. یه چیز دیگه بگو. نه. دوباره
‫- نه، اون یکی رو از دست دادیم

172
00:13:27,916 --> 00:13:29,458
‫هیچوقت با قهرمان‌هاتون آشنا نشید

173
00:13:33,625 --> 00:13:38,125
‫- دیدبان‌هام در حال حرکتن
‫- در حال نزدیک شدن به دروازه

174
00:13:44,583 --> 00:13:47,000
‫کسی اینجا نیست. تمام غذاها کجان؟

175
00:13:48,958 --> 00:13:52,083
‫می‌دونن داریم حمله می‌کنیم.
‫می‌دونن داریم حمله می‌کنیم!

176
00:13:56,165 --> 00:13:59,333
‫عقب‌نشینی!

177
00:13:59,415 --> 00:14:03,833
‫امیدوارم توپ‌های سنگین ما
‫تخم‌های شما رو بشکنن، لاشی‌ها

178
00:14:05,291 --> 00:14:07,583
‫کنترل‌ها بگا رفتن!
‫فقط می‌تونن روی زمین بخزن!

179
00:14:07,666 --> 00:14:10,666
‫زانوم ترکیده!

180
00:14:10,750 --> 00:14:16,458
‫خواهش می‌کنم، هر کی داره می‌بینه،
‫به برادرمون جیمی بگید...

181
00:14:19,500 --> 00:14:23,166
‫گفتی سازمان‌نیافته هستن.
‫گفتی احمقن

182
00:14:24,250 --> 00:14:29,500
‫واسه اینکه دروغ گفتم.
‫فودتوپیا هم از همیشه سازمان‌یافته‌تره

183
00:14:29,583 --> 00:14:32,833
‫فقط اولین تله از تله‌های زیادی بود
‫که برای ارتش کوچیک‌تون آماده کردن

184
00:14:32,915 --> 00:14:35,790
‫وای پسر، کلی تله دارن. کلی تله!

185
00:14:37,665 --> 00:14:41,208
‫- داره درباره‌ی دروغ گفتن دروغ میگه
‫- یا نمیگم؟

186
00:14:41,290 --> 00:14:44,915
‫باشه، روش‌هایی واسه به حرف آوردنـشون داریم

187
00:14:47,250 --> 00:14:50,250
‫امیدوارم رشوه باشه.
‫به نظرتون رشوه است؟

188
00:14:50,333 --> 00:14:52,165
‫وای نه!

189
00:14:55,500 --> 00:14:59,165
‫جیل! صبر کن، چی کار می‌کنی؟
‫وایسا!

190
00:15:05,291 --> 00:15:07,416
‫اگه فودتوپیا اونقدری که میگی آماده است،

191
00:15:07,500 --> 00:15:10,000
‫نمی‌شه با لگد از درِ جلویی وارد بشیم

192
00:15:10,083 --> 00:15:13,458
‫یه راه ورودی دیگه می‌خوایم، نه؟

193
00:15:13,541 --> 00:15:15,767
‫خب، شانست خشکیده،
‫چون تنها راهش دروازه است

194
00:15:15,791 --> 00:15:21,958
‫جدی؟ بر اساس فیلم آقای بیگل جونیور،
‫یواشکی واسه دیدن جک

195
00:15:22,041 --> 00:15:23,125
‫می‌رفتی توی شهر و می‌اومدی بیرون

196
00:15:23,916 --> 00:15:28,791
‫خب، باید اونجا رو توی فیلم می‌آوردم!
‫اون رمنس بخش بزرگی از داستان زندگیت بود، فرانک

197
00:15:29,208 --> 00:15:33,000
‫ببین، خیلی باوقار بود، نگاه‌های بی‌کلام،

198
00:15:33,083 --> 00:15:37,958
‫رقصیدن تو بارون زیر نورافکن،
‫لخت دراز کشیدن توی یه خونه درختی نزدیک آتیش

199
00:15:38,375 --> 00:15:41,665
‫نمی‌دونستم چطوری یواشکی میری داخل و میای بیرون.
‫پس می‌دونی، توی فیلم،

200
00:15:41,750 --> 00:15:44,833
‫می‌تونستی فقط قلبت رو لمس کنی
‫و بعد کنارش پدید می‌اومدی

201
00:15:44,915 --> 00:15:47,415
‫- خیلی احمقانه است
‫- خفه شو، بری!

202
00:15:47,500 --> 00:15:49,458
‫تو از فیلم‌سازی چی می‌دونی؟

203
00:15:49,540 --> 00:15:52,000
‫ممکنه سمی ندونه که ورودی مخفی کجاست،

204
00:15:52,375 --> 00:15:56,415
‫ولی حس می‌کنم شما دو نفر می‌دونید

205
00:16:00,500 --> 00:16:04,250
‫بیخیال، تو جعبه چیه؟
‫چی توشه؟

206
00:16:04,333 --> 00:16:05,833
‫چی توشه؟!

207
00:16:08,333 --> 00:16:09,458
‫جیل دستش پُره!

208
00:16:14,666 --> 00:16:18,750
‫وینر شنیسل.
‫تو بچگی از درست کردنش متنفر بودم

209
00:16:19,708 --> 00:16:22,666
‫ولی مامان، از شنیسل درست کردن متنفرم

210
00:16:22,750 --> 00:16:24,750
‫کلی مرحله داره

211
00:16:26,500 --> 00:16:29,958
‫خب، حالا خوشحالم که مراحلش زیاده

212
00:16:33,000 --> 00:16:36,250
‫بیشتر می‌شه شکنجه‌تون کرد

213
00:16:41,165 --> 00:16:44,875
‫این دست خیسمه، این دست خشکم

214
00:16:44,958 --> 00:16:46,208
‫این دیگه یعنی چی؟

215
00:16:53,540 --> 00:16:56,458
‫هی فرانک، ورودی مخفی کجاست؟

216
00:16:56,540 --> 00:16:58,915
‫تقاطعِ کونِ لقت!

217
00:16:59,290 --> 00:17:01,291
‫باشه، یکمی ناراحت شدم،

218
00:17:01,375 --> 00:17:04,875
‫ولی حس می‌کنم توی ترکیب تخم‌مرغ اعتراف می‌کنی

219
00:17:04,958 --> 00:17:09,708
‫نه، تخم‌مرغ‌ها!

220
00:17:11,583 --> 00:17:14,415
‫خوشت اومد، فرانک؟
‫چه حسی داره که طعم هم‌نوعت رو بچشی؟

221
00:17:14,500 --> 00:17:18,290
‫- بده! خوشم نمیاد!
‫- حالا می‌دونی جک چه حسی داشته

222
00:17:19,165 --> 00:17:21,290
‫بری. همون سوال

223
00:17:27,250 --> 00:17:30,250
‫- بری! بری!
‫- بس کنید، این کار کثیفیه!

224
00:17:30,333 --> 00:17:34,416
‫قرار نیست که دوباره سرشون رو بکنی زیر...
‫وای، دوباره داری می‌کنی!

225
00:17:35,750 --> 00:17:38,250
‫حالا یه روکش یکسان بزنیم

226
00:17:42,583 --> 00:17:44,250
‫اینم از این

227
00:17:44,333 --> 00:17:46,333
‫حتماً روغن آماده است

228
00:17:53,000 --> 00:17:54,000
‫خدای من. نه...

229
00:18:01,166 --> 00:18:08,083
‫نه! خدایا. وای نه

230
00:18:14,416 --> 00:18:17,791
‫- ورودی مخفی کجاست؟
‫- باشه، باشه، باشه!

231
00:18:19,541 --> 00:18:21,958
‫پشت سطل آشغال بیگ کاهونا برگره

232
00:18:22,041 --> 00:18:23,166
‫بازم دروغ

233
00:18:24,541 --> 00:18:27,291
‫- وایسا، وایسا، وایسا!
‫- بهش صدمه نزن!

234
00:18:27,375 --> 00:18:30,083
‫خدای من! وایسا، وایسا، وایسا!

235
00:18:35,583 --> 00:18:39,250
‫- فرانک! نه!
‫- آخ...

236
00:18:39,708 --> 00:18:42,375
‫شرف برات این شکلیه؟

237
00:18:43,458 --> 00:18:47,208
‫سوزوندنِ کیروخایه‌ی دوتا هات داگ بی‌دفاع؟

238
00:18:47,291 --> 00:18:50,458
‫یا فقط داری از دستورات پیروی می‌کنی؟

239
00:18:52,250 --> 00:18:56,083
‫الان دردش بیشتر شد...

240
00:18:59,916 --> 00:19:05,458
‫بازم من؟! چرا؟!
‫بیخیال!

241
00:19:05,833 --> 00:19:08,541
‫صدمه‌اش دائمیه.
‫به گرافتِ گوشتی نیاز دارم

242
00:19:10,583 --> 00:19:16,125
‫- قطره‌چکان رو بردار، دیجون
‫- نه، من کنترلش می‌کنم! تو کنترلم نمی‌کنی!

243
00:19:17,208 --> 00:19:19,791
‫دیجون! وایسا!

244
00:19:22,458 --> 00:19:25,166
‫نمی‌تونم از طرف فرانک یا بیگلِ پُرادعا چیزی بگم،

245
00:19:25,250 --> 00:19:30,875
‫ولی بری یه جنگجوئه
‫که حقشه توی میدان نبرد بمیره

246
00:19:32,208 --> 00:19:36,291
‫داریم این کار رو می‌کنیم که غذاهامون
‫توی میدون نبرد نمیرن

247
00:19:36,708 --> 00:19:42,625
‫ماییم در مقابل اون‌ها.
‫وقتش که برسه، کدوم سمت رو انتخاب می‌کنی؟

248
00:19:51,750 --> 00:19:56,500
‫انگار بحث شدیدی بود.
‫اونجا چه اتفاقی افتاد؟ فرانک...

249
00:19:57,000 --> 00:19:58,000
‫نه

250
00:19:58,500 --> 00:20:02,125
‫فقط نصف آماده‌سازی غذا رو انجام دادم،
‫ولی دیجون نذاشت تا آخر درستش کنم

251
00:20:02,208 --> 00:20:07,541
‫جیل، داریم چه غلطی می‌کنیم؟
‫غذاها رو شکنجه میدیم، با غذا شکنجه می‌شیم

252
00:20:07,625 --> 00:20:09,166
‫این چه مدل زندگیه؟

253
00:20:10,250 --> 00:20:13,708
‫باید از اینجا بزنیم بیرون.
‫می‌تونیم باهم فرار کنیم

254
00:20:13,791 --> 00:20:16,791
‫- چی؟ چطوری؟
‫- ببین، هنوز اونجاش رو نمی‌دونم

255
00:20:17,208 --> 00:20:20,625
‫ولی تصورش کن، من و تو،
‫زندگی توی جنگل

256
00:20:20,708 --> 00:20:23,791
‫وقت خواب‌مون مشخص نباشه، شلوار جین پامون باشه
‫و موهامون بلند

257
00:20:23,875 --> 00:20:27,916
‫و شاید اگه شانس بیاریم، یه روز
‫گله انسانی خودمون رو درست کنیم

258
00:20:29,625 --> 00:20:33,625
‫سرنوشت ما اینه که آزاد باشیم، جیل.
‫امروز تو مسیر اینجا اسب‌های وحشی رو دیدم،

259
00:20:33,708 --> 00:20:37,458
‫وقتی ما انسان‌ها
‫توی یه تریلر اسب زندانی شدیم. درست نیست

260
00:20:38,375 --> 00:20:42,041
‫مطمئنم اگه وینی می‌تونست حرف بزنه،
‫اون هم می‌گفت که می‌خواد آزاد باشه

261
00:20:42,666 --> 00:20:49,000
‫وینی زندگی خوبی داشت. منم دارم!
‫دیجون باهام خوش‌رفتاره، به حرفم گوش میده

262
00:20:49,625 --> 00:20:52,625
‫تو فقط داغونی چون غذات
‫فرانکِ قلدر بوده

263
00:20:53,083 --> 00:20:55,291
‫ممکن بود دوست‌های محبوبش رو قانع کرده باشه

264
00:20:55,375 --> 00:20:57,833
‫که وقتی توی کمپ تابستونی خوابی
‫موهای دم‌اسبیت رو قطع کنن

265
00:20:57,916 --> 00:21:00,000
‫و با چسب به کونت بچسبوننش که شبیه دم اسب بشه

266
00:21:00,083 --> 00:21:03,583
‫- چون خیلی عاشق اسب بودی!
‫- من هیچوقت موی دم اسبی نداشتم

267
00:21:03,666 --> 00:21:06,958
‫من به دیجون نیاز دارم، باشه؟

268
00:21:07,041 --> 00:21:10,625
‫بدون اون، فقط همون جیل رقت‌انگیز سابقم

269
00:21:10,708 --> 00:21:14,041
‫هیچکس از اون نمی‌ترسه.
‫عیب نداره بهش گیر بدیم و کاه بریزیم تو غذاش،

270
00:21:14,125 --> 00:21:16,166
‫و مجبورش کنیم از آخور لیموناد بخوره،

271
00:21:16,250 --> 00:21:18,416
‫چون جیل یه جنگجوی عالی نیست

272
00:21:19,083 --> 00:21:22,916
‫غذای توی شلوارت نیست
‫که شخصیت تو رو می‌سازه، جیل

273
00:21:23,666 --> 00:21:26,791
‫تو به دیجون نیاز نداری و منم به فرانک نیاز ندارم

274
00:21:26,875 --> 00:21:28,750
‫هیچوقت بهم اهمیت نمی‌داد

275
00:21:28,833 --> 00:21:32,333
‫نه جوری که تو اهمیت میدی.
‫ما فقط به همدیگه نیاز داریم

276
00:21:37,458 --> 00:21:41,083
‫آزادی یه گزینه نیست، جک

277
00:21:41,791 --> 00:21:44,583
‫زانوم منفجر شد!

278
00:21:45,000 --> 00:21:48,125
‫- جک، بسته یخ بیار
‫- دوتاش کن!

279
00:21:53,583 --> 00:21:55,958
‫اگه فرانک و بری نخوان حرف بزنن،

280
00:21:56,041 --> 00:21:57,791
‫به دردمون نمی‌خورن

281
00:21:57,875 --> 00:22:02,875
‫درخواست میدم خائنین رو سریع بکشیم
‫و به خورد آقای بنسون بدیم. موافقان؟

282
00:22:02,958 --> 00:22:04,750
‫- بله!
‫- به اتفاق آراء رأی‌گیری شد

283
00:22:09,333 --> 00:22:10,708
‫شماها خوبید؟

284
00:22:10,791 --> 00:22:13,625
‫فرانک، می‌خوای یکم نواحیت رو فوت کنم؟

285
00:22:13,708 --> 00:22:14,708
‫بله لطفاً

286
00:22:16,875 --> 00:22:20,791
‫اونجا خیلی قوی بودی، فرانک.
‫فودتوپیا هیچوقت نمی‌فهمه

287
00:22:20,875 --> 00:22:23,208
‫ولی واقعاً بدنت رو به خاطرشون وسط گذاشتی

288
00:22:23,291 --> 00:22:24,916
‫چقدرم که فایده داشت

289
00:22:25,000 --> 00:22:27,958
‫اون‌ها فودتوپیایی رو ساختن
‫که برندا همیشه آرزوش رو داشت

290
00:22:28,500 --> 00:22:30,250
‫فقط به رفتنِ من نیاز داشت

291
00:22:30,750 --> 00:22:33,875
‫حالا که من برگشتم،
‫همه‌اش قراره نابود بشه

292
00:22:33,958 --> 00:22:36,958
‫خواهش می‌کنم فرانک، بیشتر از این
‫خودت رو اذیت نکن

293
00:22:37,041 --> 00:22:40,958
‫همینجوریش بدجوری ترکیدی، می‌دونی؟
‫بیش از حده

294
00:22:42,500 --> 00:22:44,900
‫اگه فقط به حرفت گوش کرده بودم
‫هیچکدوم از این اتفاقات نمی‌افتاد

295
00:22:45,125 --> 00:22:49,208
‫سعی کردم تنهایی بار میراث برندا رو
‫به دوش بکشم، ولی تنها نبودم

296
00:22:50,000 --> 00:22:54,958
‫یکی کل مدت باهام بود
‫که قوی‌تر و باهوش‌تر بود

297
00:22:55,041 --> 00:22:58,375
‫- خدای من، منم که برگ چغندرم
‫- فقط می‌ترسیدم که اعتراف کنم

298
00:22:58,458 --> 00:23:03,708
‫چون اگه تو هم عضله باشی و هم مغزِ ماجرا،
‫دیگه کی من رو نیاز داره؟

299
00:23:07,250 --> 00:23:08,375
‫من نیازت دارم

300
00:23:09,500 --> 00:23:11,625
‫همیشه دارم و خواهم داشت

301
00:23:12,208 --> 00:23:14,750
‫ما دوتا دوست نیستیم که گیرِ هم افتادن

302
00:23:15,208 --> 00:23:19,125
‫ما خانواده‌ایم.
‫خانواده هم باهم می‌مونه

303
00:23:22,833 --> 00:23:24,583
‫د.م.ت.ا؟

304
00:23:24,666 --> 00:23:26,625
‫داگ‌های مشتی تا ابد

305
00:23:28,083 --> 00:23:29,833
‫و یه بیگل مشتی

306
00:24:00,541 --> 00:24:04,750
‫- برگشتید نجات‌مون بدید!
‫- اول شما برگشتید که نجات‌مون بدید

307
00:24:05,083 --> 00:24:08,916
‫فریادتون به خاطر شکنجه رو شنیدیم
‫و نم پس ندادین

308
00:24:09,000 --> 00:24:11,875
‫شاید خیلی هم دیوث نباشی

309
00:24:12,833 --> 00:24:15,583
‫تازه، اینکه می‌ذاشتیم بکشنـتون
‫خیلی کارِ غیر برندایی‌ای بود

310
00:24:17,083 --> 00:24:19,416
‫برخیزید! باید حرکت کنیم، الان!

311
00:24:21,500 --> 00:24:24,875
‫باشه. من می‌شم چشم‌تون.
‫فقط دقیقاً کاری که میگم رو بکنید

312
00:24:26,333 --> 00:24:29,750
‫گاز بده!

313
00:24:39,083 --> 00:24:40,875
‫مستقیم! مستقیم! مستقیم!

314
00:24:40,958 --> 00:24:43,791
‫مستقیم! مستقیم! مستقیم!

315
00:24:43,875 --> 00:24:47,000
‫مستقیم! مستقیم! مستقیم!
‫کلاً مسیر مستقیمه

316
00:24:48,541 --> 00:24:49,958
‫دارن انسان‌هامون رو می‌برن!

317
00:24:49,982 --> 00:24:59,982
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

318
00:25:00,006 --> 00:25:10,006
‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

319
00:25:19,708 --> 00:25:21,916
‫تو میدون نبرد می‌بینمت

320
00:25:22,541 --> 00:25:24,208
‫خیلی جذاب بود

321
00:25:24,232 --> 00:25:34,232
‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی
‫@DigiMoviez

